ای كه سیاهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاری دارم
هزار تا وعده دادی نیومدی مارو كاشتی
این دل مهربونو چشم‌انتظار گذاشتی
برای بی‌وفایی هزار بهونه داری
هزار و یك شكایت از این زمونه داری

چشم‌انتظارم نذار تاریك و تارم نذار
بیشتر از این غصه رو رو كوله‌بارم نذار

چه روز و روزگاریه وای چه شبای تاریه
دل پی بی‌قراری و عاشق ما فراریه
اون روز و روزگاری بود زمستون و بهاری بود
تو شادی و تو غصه‌مون حال و هوای یاری بود
برای بی‌وفایی هزار بهونه داری
هزار و یك شكایت از این زمونه داری
چشم‌انتظارم نذار تاریك و تارم نذار
بیشتر از این غصه رو رو كوله‌بارم نذار
::مسعود فردمنش::
::تاک::