برو اگه میخوای بری ، دلت نسوزه واسه من
اینجوری که کلافه‌ ای ، بدتره خوب دلو بکن
بکن دلو از این همه ، خاطره های روی آب
فکر کن ندیدیم ما همو ، حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره ، هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، می‌خواد بریزه دل‌ بکن
من که نمیمیرم اگه ، بخوای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو از ، اول راه مسافری
شاید نفهمیدی که من ، بی‌ اون که تو چیزی بگی
سپردمت دست خدا ، که بی‌ خدافظی نری
غصه راهمو نخور ، شاید همین جا بمونم
شاید به مقصد رسیدم ، خودم فقط نمی‌دونم
::ساحارا منادی::
::یادگاری::