.: با سلام خدمت دوستان و دوستداران استاد سیاوش قمیشی :.
امروز کار قرار دادن تمام متن ترانه های آلبوم های استاد در وبلاگ تموم شد .
البته من از صحیح بودن نام ترانه سراها مطمئن نیستم ٬ که خوب اصلاح این جور اشتباه ها یاری شما رو می طلبه !
خواهشا اگر مورد نادرستی رو توی متن ترانه ها و نام ترانه سرای ترانه مشاهده کردید با ارسال نظر به صورت خصوصی اون رو به گزارش بدید .
برای مشاهده متن ترانه ها میتونید در هر آلبوم در جدول لینک ها ٬ روی آیکون متن ترانه مورد نظر کلیک کنید .
| # | نام ترانه | متن ترانه |
| 1. | City Of The Sun | ندارد |
| 2. | Mountain Place | ندارد |
| 3. | Illuminate | ندارد |
| 4. | Moongate | ندارد |
| 5. | Mirror Avenue | ندارد |
| 6. | Shadows In Time | ندارد |
| 7. | The Crown | ندارد |
| 8. | Face In Stone | ندارد |
| 9. | The Riddle | ندارد |
| 10. | Children of the Dawn | ندارد |
| 11. | Inside The Circle | ندارد |
تو هموني كه توي موج بلا
واسه تو دستامو قايق مي كنم
اگه موجا تو رو از من بگيرن
قطره قطره آب مي شم دق مي كنم
واي كه دلم طاقت دوري تو نداره
بغض نبودن تو اشكامو در مياره
اي كه بي تو اين كوير، خواب بارون مي بينه
وقتي نيستي، غم دنيا توي قلبم مي شينه
اي كه بي تو واسه من، همه قفسه
هستي از نبودن تو التهاب نفسه
توي بهت و غم تنهايي من
به سرم دست نوازش كشيدي
ولي با رفتنت اي هستي من
هستي منو به آتيش كشيدي
واي كه دلم طاقت دوري تو نداره
بغض نبودن تو اشكامو در مياره
::نامشخص::
::Sunset to Sunrise::
وقتی که دلتگ می شم و
همراه تنهایی می رم،
داغ دلم تازه می شه
زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندم
با تو هم اندازه می شه
قد هزارتا پنجره
تنهایی آواز می خونم
دارم با کی حرف می زنم؟
نمی دونم، نمی دونم
این روزا دنیا واسه من از خونم کوچیک تره
کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره
طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم می شه
کوچه ها نارفیق شدن
حالا که می خوان شب و روز
به هم دیگه دروغ بگن
ساعت ها هم دقیق شدن
::پدرام::
::Sunset to Sunrise::
تو كه بارون و ندیدی
گل ابرا رو نچیدی
گله از خیسیه جاده های غربت می كنی
تو كه خوابی تو كه بیدار
تو كه مستی تو كه هشیار
لحظه های شب و با ستاره قسمت می كنی
منو بشناس كه همیشه
نقش غصه ام روی شیشه
من خشكیده درخت توی بطن باغ و بیشه
جاده های بی صبا رو
سال گنگ بی بهارو
تو ندیدی به پشیزی نگرفتی دل ما رو
لحظه های تلخ غربت هفته های بی مروت
تو نبودی كه ببینی شب تار انتظارو
همه قصه هام تو هستی
لحظه لحظه هام تو هستی
تو خیالم توی خوابم
پا به پام بازم تو هستی
همه قصه هام تو هستی
لحظه لحظه هام تو هستی
تو خیالم توی خوابم
پا به پام بازم تو هستی
::منوچهر پویا::
::Sunset to Sunrise::
شب
شب که میشه تو کوچه غم
اشک من میشه ستاره
من
چشامو به ابرا میدم
آسمون بارون میباره
میخونم
آخ که دیگه فرنگیس
عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات
تو غصه زندونم کرد
دلم شده دیوونه
خدا خودش میدونه
کوچه دلش میگیره
سکوتشو میشکونه
پنجره ها با فریاد
میگن کی باز میخونه
میخونم
آخ که دیگه فرنگیس
عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات
تو غصه زندونم کرد
::سعید دبیری::
::Sunset to Sunrise::
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک وساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
تو ذهن کوچه هاي آشنايي
پر شده از پاييز تن طلائي
تو نيستي و وجودم و گرفته
شاخهء خشک پيچک تنهایی
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جزء اون چيزي نمونده
::پاکسیما زکی پور::
::Sunset to Sunrise::
من میگم منو شکستن
چشم فانوسم و بستن
تو میگی خدا بزرگه
ماه رو میده به شب من
من میگم آخه دلم بود
اونکه افتاده به خاکت
تو میگی سرت سلامت
آینه ها زلال و پاکه
آینه ها زلال و پاکه
اینکه فاصله ها رو
نمیشه با گریه پر کرد
یکیمون نهال سرخوش
یکیمون پاییزه پر درد
من میگم فاصله مرگ
بین دستای تو تا من
تو میگی زندگی اینه
حاصل عشق تو با من
من میگم حالا بسوزم
یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره
من که چیزی نمیبازم
من میگم اینجا رو باختی
عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همین بود
تو یک برگی توی این باد
من میگم حالا بسوزم
یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره
من که چیزی نمیبازم
من میگم اینجا رو باختی
عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همین بود
تو یک برگی توی این باد
من میگم حالا بسوزم
یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره
من که چیزی نمیبازم
من میگم اینجا رو باختی
::شهرام دانش::
::Sunset to Sunrise::
هیچكی مثل ایرونی نمیشه
ایرونی ساقه و برگ ریشه
ساقه از ریشه جدا نمیشه
روزگارمون پاییز میشه
اما هیچوقت زمستون نمیشه
ایرونی بر قراره همیشه
هیچكی مثل ایرونی نمیشه
با تمام تلاشی كه میشه
ساقه از ریشه جدا نمیشه
برگهای سبزمون زرد میشه
بهارمون زمستون نمیشه
ایرونی برقراره همیشه
هیچكی مثل ایرونی نمیشه
هیچكى مثل ایرونی نمیشه
::سیاوش قمیشی::
::شکوفه های کویری::
این دیگه فکر نداره
وقتی میشنوی میگم
تو برو باهام نمون
حتی اسممو نیار
اگه یک شب دیگه
زیر بارونا قدم زدی بدون
که تمام فکر من پیش تو بود
مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود
میدونی حرفی ندارم
اگه زمزمه هامون
شده یخ تو دلامون
میدونی جایی ندارم
جز امشب زیر بارون
برم پیش خدامون
میدونی حرفی ندارم
اگه زمزمه هامون
شده یخ تو دلامون
میدونی جایی ندارم
جز امشب زیر بارون
برم پیش خدامون
::سیاوش قمیشی::
::شکوفه های کویری::
زندگی، یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
زندگی، یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
زندگی، یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
می توان هر لحظه، هر جا عاشق و دلداده بودن
پُر غرور چون آبشاران بودن اما، ساده بودن
می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
می توان در گریهء ابر با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود
می توان هر لحظه هر جا...
::امیر فرخ تجلی::
::شکوفه های کویری::
نگو طفلی دل سپرده
یه نفر دلش رو برده
بگو چون عاشق قلبش
تابحال از غم نمرده
میدونی زندگی سخته
بار حرف زور زیاده
اون کسی برده که قلبش رو
به دست غم نداده
نگو طفلکی منم من
من شهامتم زیاده
هیچ کسی هنوز تو دنیا
مثل من که دل نداده
مثل پرواز پرنده
توی قلب آسمونها
من دلو به عشق سپردم
توی قلب کهکشونها
پر زدم من توی چشمات
با تو من پرواز کردم
من از پایان می ترسیدمو
آغاز کردم
::ژاکلین::
::شکوفه های کویری::
خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پرپر نشده
دل آسمون سبکتر نشده
مه سرد رو تن پنجره ها
مثل بغض توی سینه منه
ابر چشمام پر اشکه ای خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیست
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
::پاکسیما زکی پور::
::شکوفه های کویری::
من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم
پیش چشم خیس موجها
یه نگین سبز خالص
روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت
دلم انگار زیرو رو شد
برای داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابرو بادو دریا گفتن
حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد
از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت
سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم
چشم به راهت لبه دریا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشهای می مونم
::امیر فرخ تجلی::
::شکوفه های کویری::
تو كه بارون و ندیدی
گل ابرا رو نچیدی
گله از خیسیه جاده های غربت می كنی
تو كه خوابی تو كه بیدار
تو كه مستی تو كه هشیار
لحظه های شب و با ستاره قسمت می كنی
منو بشناس كه همیشه
نقش غصه ام روی شیشه
من خشكیده درخت توی بطن باغ و بیشه
جاده های بی صبا رو
سال گنگ بی بهارو
تو ندیدی به پشیزی نگرفتی دل ما رو
لحظه های تلخ غربت هفته های بی مروت
تو نبودی كه ببینی شب تار انتظارو
همه قصه هام تو هستی
لحظه لحظه هام تو هستی
تو خیالم توی خوابم
پا به پام بازم تو هستی
همه قصه هام تو هستی
لحظه لحظه هام تو هستی
تو خیالم توی خوابم
پا به پام بازم تو هستی
::منوچهر پویا::
::شکوفه های کویری::
رفتی خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما، من به یاد تو شكستم
غیر تو که دوری از من ، دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه! یاد من باش
بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب
عاشقانه یاد من باش
اگه باشی با نگاهت، میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد
اگه دوری، اگه نیستی، نفس فریاد من باش
تا ابد، تا ته دنیا، تا همیشه یاد من باش
::یغما گلروئی::
::روزهای بی خاطره::
من اگه هنوز میخونم واسه خاطره دل توست
شعر من صدای غم نیست هم صدای حسرت توست
عزیزم اگه خزونم واست از بهار میخونم
تو رو تنها نمیذارم گرچه تنها جا میمونم
اگه تو شبای سردت با خودت تنها میشینی
من برات میخونم از عشق تا که فردا رو ببینی
اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی بر باد
من برات میخونم ای گل نو بهارو نبر از یاد
همه دلخوشیم به اینه که تو یادت موندگارم
گر چه عمریه تو این دشت یه خزونه بی بهارم
::یغما گلروئی::
::روزهای بی خاطره::
وقتی شب پاشو تو باغها میزاره
نفس گلها می گیره
وقتی تاریکی از آسمون می باره
دل غنچه ها می میره
وقتی ظلمت نفس گلها رو بسته
گل محبوبه شب بیدار نشسته
دل به تاریکی و ظلم شب نمی ده
که عطرش تا ته باغها رسیده
اگه محبوبه رو تو گلدون بذارن
همه اطرافشو خار و خس بکارند
اگه دیوار بکشند دور وجودش
اگه تهمت بزنند به تار و پودش
شبها که گلها تو تاریکی نشستن
همه از وحشت شب چشمها رو بستن
تنشون ملرزه از ترس سیاهی
گل محبوبه تو واسشون پناهی
عطر محبوبه ی شب پشت هر دیوار سنگی راه داره
گل محبوبه ی شب توی قلب غنچه ها پناه داره
::یغما گلروئی::
::روزهای بی خاطره::
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب همصداییها پلیس زد شورش نیست
نه بمب هستهای داره، نه بمبافکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچهای پاشو روی مین جا نمیزاره
همه آزاده آزادن، همه بیدرد بیدردن
تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن
جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانهس
تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتشبس
کسی آقای عالم نیست، برابر با هماند مردم
دیگه سهم هر انسان تن هر دونهی گندم
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا
::یغما گلروئی::
::روزهای بی خاطره::
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینهی منه
توی قطرههای بارون، میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام
پشت این پنجره میشینمُ آواز میخونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون میمونم
زیر بارون انتظار رنگ تازهای داره
منم عاشقترم انگار، وقتی بارون میباره
بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری
تموم غصهها رو از دل من بر میداری
اما این فقط یه خوابه، خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
::یغما گلروئی::
::روزهای بی خاطره::
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه
بزار پروانه احساس
دلتو بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن
تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شبا بسوزی
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
::یغما گلروئی::
::روزهای بی خاطره::
بوسه باد خزونی، با هزار نامهربونی
زیر گوش برگ تنها
میگه طعمه خزونی
برگ سبز و تر و تازه، رنگ سبزش رو می بازه
غرق بوسه های باد و
وحشت روزای تازه
می کنه دل از درخت و، میشه آواره کوچه
کوچه ای که یادگار
روزای رفته و پوچه
می شینه گوشه ی کوچه، چشم به آسمون می دوزه
می کنه یاد گذشته
دلش از غصه می سوزه
یاد باد...!
یاد گذشته شاد باد
این دل زرد و تهی
در حسرت دیدار باد
یاد روزایی که کوچه، زیر سایه تنم بود
مهربون درخت عاشق، مست عطر نفسم بود
سهم من از بوسه باد
چی بگم ای داد و بیداد
همه زردی و تباهی
مردن و رفتن از یاد
::یغما گلروئی::
::روزهای بی خاطره::
هی بازیگر! گریه نکن! ماهمه مون مثل همیم
صبحا که از خواب پا میشیم نقاب به صورت می زنیم
یکی معلم میشه و یکی میشه خونه بدوش
یکی ترانه ساز میشه یکی میشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتای ماس
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس
هر کسی هستی یه دفه قد بکش از